مرتضى مطهرى

368

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

متوجه شد و او را كشت . بعضى مىگويند روى حسادت اين كار را كرد و گفت : اگر بنا باشد ملكه در اختيار كسى باشد ، چرا در اختيار خودم كه آجودانش هستم نباشد ؟ تو از خراسان راه افتاده‌اى آمده‌اى اينجا ؟ ! بعضىها كه خواسته‌اند اين كار را توجيه كنند گفته‌اند نه ، به امر خود ملكه كشت . وقتى كه كشته شد ، ملكه براى اينكه از خودش دفاع كرده باشد كه او قصد سوء به من داشت و فردا نگويند كه او عاشقش را بىجهت كشته ، دستور داد كه جنازهء او را دم دروازه به‌دار كردند براى اينكه به مردم بگويند اين قصد سوء داشت كه كشته شد ، و مردم نگويند كه با همديگر قرار محرمانه‌اى داشتند . رستم فرخزاد از خراسان به قصد حمله به دربار ساسانى و كشتن سردارى كه پدرش را كشته بود حركت كرد . در همين گيرودارها بود كه حملهء اعراب مسلمان شروع شد . تازه رستم فرخزادِ پدركشته‌اى كه پدركشتگىاش هم به واسطهء يك عامل جنسى بوده ، مأمور شد برود از اين سلطنت دفاع كند . خود اينها نوشته‌اند كه اول آمد به مدائن و عدهء زيادى را كشت ، [ بعد به جنگ اعراب رفت ] و نوشته‌اند اگر لشگر مدائن با همين رستم كه از خراسان حركت كرده بود همفكر و همعقيده بود و با همديگر به جنگ اعراب مىرفتند ، شايد جلو اعراب را مىگرفتند ، ولى يك جريان عشقى سبب شد كه باز ايرانيها از نظر نيروى نظامى ضعيف‌تر بشوند . ما نظير اين قضايا را در تاريخ ، زياد مىتوانيم پيدا كنيم . وقتى كه ما قائل به اين موضوع نشديم كه « همه چيز را عامل اقتصادى مىچرخاند و شكل اقتصادى اجتماع كه تغيير بكند همه چيز تغيير مىكند » اين [ مشكل كه اين گونه قضايا را چگونه مىتوان توجيه كرد ] از ميان مىرود . و [ همين‌طور است ] وقتى كه ما براى عقيده و ايمان اصالت قائل شديم ؛ يعنى گفتيم بشر در عين حال يك موجود عقيده‌اى و يك موجود ايده‌اى است و به خاطر عقيده و ايمانش در همهء شئون اجتماعى خود تصرف مىكند ، پا روى جاه مىگذارد ، پا روى مال و ثروت مىگذارد ، كه قرآن نقل مىكند : وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ « 1 » . بنابراين نمىشود به اين استدلال قانع شد كه چون زيربناى اجتماع روابط

--> ( 1 ) حشر / 9